نگاهی کلی و گذارا به روند انتخابات درایران

به علت بی نتیجه ماندن سیاست های یک جانبه گرایانه ی نئومحافظه کاران آمریکا قبل و بعد از 11سپتامبر که با نظامی گری و تهاجم جهت براندازی رژیم های منطقه تحت عنوان "محور شرارت" اعمال می شد و از سوی دیگر و به دنبال آن بحران عمیق مالی – اقتصادی در بازارهای آمریکا و جهان ، موجب روی گردانی مردم جهان از این سیاست ها به ویژه با برپایی جنبش ضد جنگ در آمریکا و جهان را فراهم آورد. بنابراین مراکز قدرت در آمریکا که ضد روندهای جاری بودند همراه با مردم جهت تغییر وضع موجود "اوباما" را به پیروزی رساندند.
باند تبهکار "بوش – دیک چنی" که رویای کشور کشور گشایی و برپایی امپراطوری نئولیبرالیزم را در سر می پروراندند ، مسئله ی فعالیت های هسته ای ایران و کمک ایران به "حماس" و "حزب الله" به منظور قدرت نمایی در مقابل اسراییل ، به عنوان متحد استراتژیک آمریکا ، را تبدیل به چالشی بزرگ کردند و با تهدید به حمله ی نظامی و پی گیری خط جنگ ، مردم ایران را در وضعیتی دشوار قرار داده بودند.
از سوی دیگر پیروزی جناح اصول گرای حامی "محمود احمدی نژاد" در غیاب مردم و تحریم انتخابات از سوی آن ها در سال 84 شرایطی را فراهم آورد که تنش ها ، لفاظی ها و چالش ها گاه تا آستانه ی حمله ی نظامی اسراییل و آمریکا به ایران پیش برود. از سوی دیگر نیز افزایش قیمت نفت و سرازیر شدن دلارهای نفتی به ایران بیش از پیش جریان بنیادگرای افراطی – نظامی را قدرتمند نمود ، تا جایی که صحبت از افسانه ی هولوکاست ، محو اسراییل و پایان دادن به حکومت استکباری صیهونیستی به میان می آوردند.
بنابراین می توان گفت تشدید فضای نظامی – امنیتی و ایجاد حکومت پادگانی توسط دولت مردان ایران و جناح های جنگ افروز آمریکا در کشمکش های موجود سایه ی ترس ، تهدید و ارعاب را هم چون "شمشیر دموکلس" برفراز سر مردم ایران و منطقه به حرکت در می آورد.
سیاست های غلط و عامه فریب "محمود احمدی نژاد" در رابطه با توزیع نقدینگی ، کنترل تورم و بی کاری موجبات اعتراض دانشجویان ،معلمان ، کارگران ، پرستاران و در راس آن ها زنان را فراهم آورد ، که در آن روزها جناح حاکم توانست اعتراضات مدنی و مطالبات صنفی مردم را در ظاهر سرکوب نماید و صدای آن ها را موقتاً خاموش نماید. با چرخش های سیاست آمریکا با روی کار آمدن اوباما و پیشنهاد مذاکره ی بدون پیش شرط با ایران ، در حکم نوعی چراغ سبز به حاکمان ایران به شمار می آمد. البته سیاست جدید آمریکا حاصل تلاش های پشت پرده ی جناحی در داخل هیئت حاکم آمریکا بود که در راس آن "برژنسکی" ، که در سال های اول انقلاب ایران بر سر گروگان های آمریکایی با مسئولین ایران مذاکرات مبسوطی داشت ، قراردارد. نامه ی مستقیم "اوباما" به "آیت الله خامنه ای" در پیش از انتخابات ریاست جمهوری ایران موجبات اعتماد به نفس بیش از پیش جناح "احمدی نژاد – خامنه ای" را فراهم آورد. گرچه این نامه به علت به حساب نیامدن احمدی نژاد و حامیانش به کام شان خوش نیامد و باعث کارشکنی هایی از جانب آن ها شد، اما با توجه به انتخابات پیش رو ، این مسئله به صورت موقت به حاشیه رانده شد. زیرا انتخابات ریاست جمهوری در ایران از ماه ها قبل موجب کشمکش و چالش هایی جدی بین اصلاح طلبان و جناح تندرو و افراطی حامی احمدی نژاد شده بود. در این مقطع جناح حاکم در ایران به منظور حذف یا به حاشیه راندن رقبای اصلاح طلب خود تصمیم گرفتند با توسل به هر ترفندی حضور خود را تثبیت نمایند و خودشان طرف مذاکره ی مقامات آمریکایی باشند. به همین علت برای عملی کردن تصمیم خود در جهت کسب مشروعیت ساختگی برآمدند. جناح حاکم به این مهم واقف بود که بدون رقابت و ایجاد فضای هیجان و وجد وامید نمی توانند مردم را به پای صندوق های رای بکشانند. پس به همین منظور به مهندسی افکار عمومی پرداخته و با طرح مناظره ها و ایجاد فضای نسبتاً باز رقابتی بسیاری از خط قرمزهای کلیشه ای ذهنی مردم را نسبت به چهره های مطرح نظام شکسته ، سناریوی خود را به اجرا گذاشتند. اما تا قبل از شمارش آرا یا به طور دقیق تر در دو روز آخر ، نظرسنجی ها حاکی از اقبال روزافزون به موسوی بود. با این اتفاق کودتا علیه انتخابات و مصادره ی آرای مردم را شکل دادند . احمدی نژاد پس اعلام نتایج انتخابات ، معترضین به کودتا را طرفداران شکست خورده ی یک تیم فوتبال معرفی کرد و با فرار به جلو خود را پیروز قطعی انتخابات معرفی کرد. ولی با گسترش اعتراضات میلیونی مردم به نتیجه ی انتخابات فضای سیاسی کشور وارد فاز جدیدی شد.مردم ایران که با مطالبات انباشت شده و دزدی بی سابقه ی آراءشان مواجه شده بودند و در این شرایط رقیب نیز از تحقیرشان دست بردار نبود به ناگاه خیزش عمومی عمومی علیه نتایج انتخابات با شعار " رای من کجاست؟" را آغاز کردند و مطالبات شان که هم چون آبی در پشت سد تلنبار شده بود با این شعار در ظاهر کوچک ظاهر شد. فضای ایجاد شده به واسطه ی تغییر در سیاست نظامی آمریکا و شرایط سیاسی ایران دست در دست هم داده و جنبش میلیونی مردم را خلق کرد. البته جریان سرمست از وعده های داده شده توسط آمریکا بر علیه جنبش مردم به خشونت و سرکوب روی آورد. در این شرایط به علت قرار گرفتن رهبران اصلاحات در کنار مردم که با شجاعت و بی باکی کم نظیری از جنبش مردم حمایت کردند فضای سیاسی – اجتماعی جامعه مرحله ی نوینی را شروع کرد. در این شرایط بسیاری از افراد داخل و خارج کشور که برای اولین بار تحریم را شکسته و وارد انتخابات شده بودند به جدیت به این جنبش عظیم روی آوردند. ابعاد و سرعت سیر تحولات به قدری سریع بود که بسیاری از ناظران و تحلیل گران مسائل سیاسی – اجتماعی داخلی و خارجی به حیرت فرو رفتند. این اعتراضات گسترده که توسط جوانان ، دانشجویان و سایر گروه های اجتماعی در حرکت بود جناح تمامیت خواه و تندرو حکومت را به چالشی بزرگ فراخواند. جناح حاکم برای بقای خود به انواع ترفندها و توجیه ها پرداخت و در اقدامی کودتایی تمامی سران فعال اصلاح طلب را در همان شب انتخابات دستگیر و روانه ی زندان کرد و با سیاست های سرکوب گرانه و ضد بشری در مقابل جوانان و اقشار مختلف مردم به وحشیانه ترین شکل ممکن مقاومت کرد. جناح حاکم در ابتدای امر تصور می کردند که با اقدامات سرکوب گرانه جنبش را به خاموشی کشانده اند. گرچه هستند افرادی که به علت کم مایه گی و بی انگیزه بودنشان این تصور را باور کردند و آرام آرام امیدهایشان کم رنگ شد ، اما بسیاری از مردم به دنبال رویدادهای بعدی بی اثر بودن این دست اقدامات را به اثبات رساندند. این حوادث به درستی نشان داد که حرکتی اصیل با تکیه بر مطالبات دموکراتیک در اعماق و سطوح مختلف در جریان است.
تمامی جریانات و نیروهای اجتماعی ، دیگر قادر نیستند بین دو صندلی بنشینند. زیرا این شکاف عمیق در ساختار قدرت به گونه ای گسل ها را جا به جا کرده که دیگر هیچ راه میانه و موضع جوش کارانه ای را باقی نگذاشته است. اکنون کل نظام در بحران مشروعیت و اعتماد غوطه ور است. حتی رهبری نظام که موضع خود را فراجناحی نشان می داد در حال حاضر با صراحت از " محمود احمدی نژاد" حمایت می کند. شکاف "دولت – ملت" به اوج خود رسیده ، اما این بار در بالا نیز همین زلزله ی سیاسی خودنمایی می کند. حال در این موقعیت باید این سوال را مطرح کرد که گره ی کور ایجاد شده چگونه باید باز شود؟ و راه حل برون رفت از این بحران چیست؟
